رضاکار چه کسانی بودند و چرا در اعتراضات بنگلادش نقش محوری دارند؟
- نویسنده: مجید قره محمدلو
- تاریخ و زمان ارسال: ساعت

رضاکارها نیرویی از همکاران پاکستان بودند که برای سرکوب جنبش استقلال بنگلادش به کار گرفته شدند. اعتراضات اخیر نشان می دهد که میراث آغشته به خون آنها همچنان زنده است – 53 سال پس از جنگ آزادی.
دیوان عالی بنگلادش روز یکشنبه سهمیه بحث برانگیز مشاغل دولتی را کاهش داد، این قلب تظاهرات سراسری در سراسر کشور در هفته های اخیر بود.
دانشجویان معترض علیه نظام سهمیه بندی که بر اساس آن 56 درصد از مشاغل دولتی برای گروه های منتخب شهروندان اختصاص یافته بود، اعتراض داشتند. در این میان، شکایت اصلی آنها مربوط به سهمیه 30 درصدی برای فرزندان و نوادگان مبارزان آزادیخواه جنگ ۱۹۷۱ این کشور علیه پاکستان بود.
دادگاه سهمیه 30 درصدی را به 5 درصد و سهمیه های باقی مانده را به 2 درصد دیگر کاهش داد و 93 درصد باقی مانده مشاغل را برای سایر بنگلادشی ها باز کرد.
اما معترضان تا زمانی که دولت این تغییرات را اعلام نکند، از پایان دادن به جنبش خودداری کرده اند. آنها همچنین خواستار عدالت برای بیش از 100 نفری هستند که در درگیری بین معترضان از یک طرف و نیروهای امنیتی و اعضای ادعایی تشکل دانشجویی حزب حاکم عوامی لیگ از طرف دیگر کشته شده اند. مقررات منع رفت و آمد در سراسر کشور برقرار است و ارتش خیابان ها را کنترل می کند.
با این حال، با گسترش اعتراضات، آنها از انعکاسی از بحران شغلی به نبردی گسترده تر بر سر هویت در کشوری 53 ساله تبدیل شده اند، اما بخش اعظم جمعیت آن زمانی که بنگلادش به آزادی دست یافت به دنیا نیامده بودند.
محوریت این موضوع اصطلاحی است که نخست وزیر کشور، شیخ حسینی، در بحبوحه اعتراضات به کار برد و باعث خشم معترضان شد: “رضاکار”.
این کلمه به معنای «داوطلب» است و در بنگلادش توهین آمیز تلقی می شود زیرا به کسانی اشاره دارد که از عملیات نظامی پاکستان برای سرکوب جنگ آزادی بنگلادش حمایت می کردند و متهم به جنایات فجیع بودند.
پس منظور حسینی چه بود؟ رضاکارها چه کسانی بودند، آنها چه نقشی در جنگ آزادی بنگلادش داشتند و پس از استقلال کشور چه بر سرشان آمد؟ و چرا این اصطلاح چنین جنجالی است؟
رزمندگان چه کسانی بودند؟
رزمندگان که به آنها Razakars هم گفته میشد، گروهی شبهنظامی بودند که در طول جنگ استقلال بنگلادش در سال ۱۹۷۱ توسط دولت پاکستان تشکیل شدند. این گروه عمدتاً از مهاجران اردو زبان تشکیل شده بود که در زمان پارتیشن هند از هند به پاکستان شرقی (امروزه بنگلادش) نقل مکان کرده بودند.
وظیفه اصلی رزمندگان کمک به ارتش پاکستان در سرکوب جنبش استقلال طلبانه در بنگلادش بود. آنها به جنایات جنگی متعددی از جمله قتل، تجاوز و غارت متهم شدهاند.
رزمندگان در نهایت در سال ۱۹۷۱ پس از شکست پاکستان در جنگ استقلال بنگلادش منحل شدند.
نقش رزمندگان در جنگ:
- کمک به ارتش پاکستان در سرکوب جنبش استقلال طلبانه
- انجام جنایات جنگی علیه مردم بنگلادش
- ایجاد رعب و وحشت در میان مردم غیرنظامی
اهمیت رزمندگان:
- رزمندگان نمادی از خشونت و ظلم دولت پاکستان در طول جنگ استقلال بنگلادش هستند.
- آنها یادآور درد و رنج مردم بنگلادش در طول آن دوران تاریک هستند.
- داستان رزمندگان باید به نسلهای آینده روایت شود تا از تکرار چنین فاجعهای جلوگیری شود.
علی عثمان قاسمی، مورخی از دانشگاه مدیریت علوم لاهور، میگوید رضاکارها عمدتاً مهاجران اردو زبان بودند که در زمان تقسیم هند به پاکستان شرقی (بنگلادش کنونی) نقل مکان کردند و بخشی از نیروی کمکی ارتش پاکستان برای سرکوب شورش در شرق بودند.
او به الجزیره گفت: «ارتش به حمایت محلی نیاز داشت. شاخه دانشجویی حزب سیاسی-مذهبی جماعت اسلامی در پاکستان شرقی به آنها مردانی را معرفی کرد که معتقد بودند باید از ارتش حمایت کنند.»
قاسمی گفت مردانی که داوطلبانه به کمک ارتش میآمدند مفید بودند زیرا به زبان بنگالی محلی تسلط داشتند و با منطقه آشنایی داشتند.
او گفت: «در ابتدا آنها فقط داوطلب نامیده می شدند و بخشی از دفاع غیرنظامی بودند. اما از ماه مه ۱۹۷۱ به بعد، آنها رسماً به دو گروه مختلف، بدر و الشمس سازماندهی شدند. آنها توسط خود ارتش آموزش دیده بودند.»
زکریا با قاسمی موافق است و می گوید رضاکارها توسط ارتش پاکستان برای به دست آوردن حمایت محلی، بینش و اطلاعات در مورد اهداف و مکان ها ایجاد شده اند.
زکریا گفت: «در حالی که اکثر آنها به جامعه اردو زبان، که به طور معمول به بیهاری ها معروف هستند، تعلق داشتند، اما شامل بنگالی های طرفدار پاکستان نیز می شدند که طرفدار پاکستان متحد بودند.»
پس از تأسیس بنگلادش، بر سرنوشت رضاکارها چه آمد؟
ارتش هند وارد پاکستان شرقی شد و در کنار نیروهای آزادیبخش جنگید و در نهایت پاکستان را شکست داد. قاسمی گفت پس از تسلیم ارتش پاکستان به ارتش هند، بسیاری از رضاکارها توسط مردم محلی مورد حمله و قتل قرار گرفتند.
او گفت: «رضاکارها به دلیل همکاری با ارتش پاکستان مورد خشونت قابل توجهی قرار گرفتند.» برخی از آنها به پاکستان نقل مکان کردند.
اما زکریا گفت که چندین رازکار که تصمیم به ماندن گرفتند، به سمت های ارشد دولتی ارتقا یافتند. این امر در دهه ۱۹۹۰ به یک جنبش جامعه مدنی منجر شد، به طوری که این ارتقاءها به عنوان «روی کار آمدن نیروهای ضد آزادیبخش» معرفی شد.
او گفت: «در واکنش به این، جنبشی برای پاسخگو کردن این افراد در قبال جنایاتشان در طول جنگ راه اندازی شد.»
پس از بازگشت حسینه به قدرت در سال ۲۰۰۹، دولت او یک دادگاه بینالمللی جنایات را تأسیس کرد که مأموریت تحقیق و پیگرد قانونی متهمان به «ارتکاب نسلکشی» در جنگ ۱۹۷۱، از جمله مقامات ارتش پاکستان و همکاران محلی که عضو نیروهای بدر و شمس بودند، داشت.
قاسمی، مورخ، گفت که رویههای دادگاه که بیش از ۱۶۰۰ نفر را به عنوان مظنون شناسایی کرد، «به طور قابل توجهی معیوب» بود.
او افزود: «این دادگاهها با هدف قرار دادن مخالفان سیاسی تلقی میشدند، اما همچنان اولین موجی بود که بنگلادش در آن تلاش میکرد تا عدالت را برای قربانیان جنگ ۱۹۷۱ تأمین کند و در نتیجه، تعدادی از رازاکارها تفهیم اتهام شدند و حسینه برای این کار حمایت زیادی کسب کرد.»
بیش از یک دهه بعد، آخرین اعتراضات نشان می دهد که میراث رازاکارها همچنان زخمی است که پس از ۵۳ سال از جنگ استقلال ۱۹۷۱ التیام نیافته است.