نقد مکانیزم بازار و قیمت، نباید ما را به کمونیزم بکشاند؛
- نویسنده: سردبیر میز اقتصاد
- تاریخ و زمان ارسال: ساعت

در کمونیزم اساسا بازار و قیمت وجود ندارد. کمونیزم، بازار و مکانیزم قیمت را موجب استثمار میداند و از اساس با وجودش مخالفت میکند و به جایش نظام متمرکز برنامهریزی را جایگزین میکند.
این توصیه را اول به خودم میکنم بعد به دوستان خودم که بیشتر حواسمان باشد که داریم بازاری را تحلیل و نقدش میکنیم که در آن، به پول، بهره تعلق میگیرد.
یعنی در اقتصاد متعارف، پول زایش دارد.
وقتی به پول بهره تعلق میگیرد، مناسبات در بازار حول و حوش ارجحیت و تبعیت از پول شکل میگیرد، یعنی پولسالاری حاکم میشود.
در دو پست قبلی عرض کردم اساسا وقتی به پول، بهره تعلق گیرد، بازار از هدفش که رفع نیاز است، فاصله میگیرد و تأمین سود سرمایهدار در اولویت قرار خواهدگرفت. فقط آن بخش از نیاز که مبتنی بر بیشینه شدن سود سرمایهدار است، مرتفع خواهد شد. البته نیاز مردم، خیلی بیشتر است، لکن، بازار چون مبتنی بر بازدهی برحسب پول عمل میکند، نیاز را سرکوب میکند.
بهره، بازار را کوچک و محدود میکند.
برای ترمیم این مسأله، دخالت و قیمتگذاری کم فایده و یا بیفایده و ابتر است و رانت ایجاد میکند. زیرا بهره از جنس نرخ است و قیمتگذاری از جنس سطح!
همچنین، قیمتگذاری صرفا در نحوه توزیع تولید موجود دخالت میکند، حال آنکه مسأله اصلی، کم بودن تولید موجود است، مسأله ناکافی بودن ابعاد بازار موجود است، مسأله این است که بازار به اندازهای که باید، توسعه پیدا نکرده که همه افراد بتوانند در آن رفع نیاز کنند.
تنها راه، حذف بهره روی پول است و اگر برای عدم توزیع رانت بخواهیم کنترل و رصد اعمال کنیم، درحالیکه پول درحال زایش است، هزینه ایجاد میکند.
ربا تجارت را ناقص، تولید را ناکافی و نیاز را سرکوب میکند.
ربا منابع را تهی میکند،
ربا نسل را قطع و رشد جمعیت را پایین میآورد.
ربا حد میزند
ربا استاندارد تعیین میکند که تا کجا و چقدر ازهرچیز تولید شود، حتی تعیین میکند که چقدر انسان باید تولید شود!
چقدر گوسفند و گاو و مرغ و …تولید شود
چقدر خدمات ارائه شود
چقدر جنگل داشته باشیم
چقدر ماهی تولید شود
چقدر و چقدر و چقدر …
در واقع تصور غلطی وجود دارد که خیال میکنیم این مکانیزم قیمت و بازار است که مشخص میکند چقدر کالا تولید شود.
آنچه استاندارد و معیار و حد زننده است، آنچه تعیین کننده است، نه قیمت و نه بازار، بلکه بهره است.
بازار محل رفع نیاز است ولی بهره باعث شده این کارکرد از بازار سلب شود
این بهره است که پشت مکانیزم قیمت نشسته و بازی میکند آنچه را باید
مسأله نرخ است، نه سطح
پول نباید کار کند
چرا هواپیمای بیشتری تولید نمیشود؟
چرا قطار بیشتری تولید نمیشود؟
چرا گوشت کافی تولید نمیشود و بسیاری از خانوادهها ازخوراک کافی، پوشاک و مسکن مناسب، بهره ندارند؟
و صدها چرای دیگر…
دلیلش این است:
چون بهرهی پول اساسا مانع از سرمایهگذاری بیشتر برای تولید است، بهره مرحله به مرحله تولید را از صرفه میاندازد.
برای اقتصاد مبتنی بر بهره، تولید، بیمعناست، صرفا سود سرمایهدار معنادارد که برحسب پول است.
تولید بیشتر کالا یا خدمت و توسعه بیشتر بازار، مستلزم کاهش بیشتر بهره پول و کاهش بیشتر بهره روی پول، مستلزم کاهش بیشتر رشد نقدینگی است و کاهش بیشتر در رشد نقدینگی، نیازمند مبارزه بیشتر با صاحبان کنز طلا و ارز و املاک و .. است.
باید بدهی را از اقتصاد زدود
اقتصاد متعارف مبتنی بر بدهی و زایش آن کار میکند.
دوستان عزیزم، بیایید به جای حمله به بازار، به آنچه به بازار حمله کرده، حمله کنیم و آن چیزی نیست جز ربا
اگر بهره روی پول ملغی شود، آنگاه پول از ارزشگذاری در بالای جدول داراییها ساقط میشود و بهجایش تولید مینشیند و تولیدگر البته انسان است، انسانی که خودش هم تولید میشود، لذا انسان بهعنوان مهمترین تولید، در صدر جدول داراییها خواهد نشست و همه چیز برای او تولید میشود نه برای سود سرمایهدار
معیار انسان است، نه پول
ملاک، زایش انسان است نه ازدیاد پول
همه چیز براساس حرکت است و همه اشیاء در حرکت اند. حرکت در جوهر هر شیء وجود دارد. و البته انسان مهمترین حرکت جوهری است زیرا علاوه بر آنکه خودش حرکتی اصیل است، آغازکننده سایر حرکتهای جوهری نیز هست.
یک دانه وقتی تبدیل به درختی تنومند میشود که در زمین کاشته شود. آنگاه که کاشته شد، حرکت جوهری اش در مسیر کمال، آغاز میشود و اما این دانه را انسان قادر است بکارد؛ دانه خودش قادر نیست خودش را بکارد.
این انسان است که قادر است حرکتهای جوهری خلق شده در طبیعت را در مسیر کمال آنها سوق دهد.
پس انسان سرور همه داراییها است؛
لذا معیار اوست برای تولید بقیه، نه پول
بازتاب: جایگاه نامطلوب صنعت تایرسازی در کشور - میز اقتصاد