راهبرد اقتصاد مقاوتی بایستی محور تمامی سیاست های اقتصادی قرار گیرد
- نویسنده: سردبیر میز اقتصاد
- تاریخ و زمان ارسال: ساعت

لزوم اتفاق نظر و تعریف واحد از اقتصاد مقاومتی
در ابتدا بایستی اتفاق نظری در خصوص بحث اقتصاد مقاومتی داتشه باشیم. اقتصاد مقاومتی را قبل از اینکه تعریف کنیم بایستی ببینیم مربوط به کدام حوزه از اقتصاد است آیا اقتصاد مقاوتی یک نظریه است؟ یا یک الگوی سرمشق فکری و پارادایم است؟ یا اقتصاد مقاومتی یک راهبرد سیاستی است؟ اقتصاد مقاوتی صرف نظر از اینکه چه معنا و مفهومی دارد یک راهبرد سیاستی است. و به این معناست که اقتصاد مقاوتی یک سیاست محوری است که بقیه سیاست های اقتصادی بایستی در حول ان قرار گیرد. این راهبرد سیاستی از طریق تلفیق مجموعه ای از اهداف با شرایط خاص به وجود می آید. این شرایط خاص چیست؟ این شرایط خاص شرایطی است که در آن تکانه های جدی بیرونی و یا درونی در اقتصاد به وجود می آید. امّا اهداف مورد نظر چیست؟ به طور خلاصه مهمترین هدف رسیدن به پیشرفت اقتصادی است. که نمونه ای از وصول به این هدف بالا رفتن رفاه عمومی است. راهبرد اقتصاد مقاومتی به دنبال تامین رشد و پیشرفت اقتصادی در شرایط وجود عوامل جدی اختلال زا بیرونی و درونی است.
صرف نظر از مسائل اقتصاد ایران به یک مثال بین المللی در اینباره می توان اشاره کرد. همه ما نوعا شرایط به یکباره تغییر یافته ناشی از همه گیری کرونا را به خاطر داریم. همه گیری کرونا یک تکانه بود که به اقتصاد وارد شد. با وجود این تکانه چگونه می توان امکان تداوم رشد و پیشرفت اقتصادی را فراهم کرد؛ موضوع یک دانشی است که ما به آن می گوییم اقتصاد مقاومتی. در ادبیات متعارف اقتصاد نزدیک ترین واژه به این دانش اقتصاد تاب آوری می باشد. منظور از اقتصاد تاب آوری چیست؟ منظور این است که وقتی اقتصاد با یک تکانه روبرو شد بتوان مجموعه ای از سیاست ها را اتخاذ کرد که اولا طول تکانه این دوره به حداقل برسد. یعنی دوره ای که این تکانه اثر منفی بر اقتصاد و رفاه دارد به حداقل برسد. ثانیا در صورت امکان اقتصاد بتواند پس از یک دوره کوتاه به موقعیت مشابه خود در زمان قبل از تکانه و یا موقعیت نزدیک به آن قرار گیرد.
ما در جهانی زندگی می کنیم که خوشبختانه یک تجربه نزدیکی از ضرورت استفاده از اقتصاد مقاوتی داریم. تکانه همه گیری یک ویریوس اقتصاد دانان مختلف را به فکر فرو برد که مثلا الگو کسب و کار بایستی چگونه باشد تا از تکانه ای مانند پاندمی کرونا آسیب نبیند؟ الگوی رشد فناوری بایستی چگونه باشد تا کمترین زیان به اشتغال مردم وارد شود؟
برخی فکر می کنند اقتصاد مقاوتی یک نسخه من در آوردی از داخل ایران است. مثلا ناشی از هیجانات سیاسی است. اصلا اینطور نیست. اقتصاد مقاومتی یک راهبرد سیاستی است که در دهه اخیر موضوع مورد بحث جدی تعداد بالایی از اقتصاد دانان بوده است چرا که در یک دهه اخیر با گونه های جدیدی از تکانه های اقتصادی روبرو بوده ایم. تکانه های ناشی از همه گیری تکانه های ناشی از تغییرات آب و هوایی تکانه های ناشی از زلزله و امثالهم.
با توجه به مطالب گفته شده می توان تفاوت بین راهبرد اقتصاد مقاوتی با راهبرد های دیگری که احیانا به اشتباه همان راهبرد اقتصاد مقاوتی در نظر گرفته می شود فهمید. مثلا راهبرد اقتصاد بسته، همان راهبردی که کشور هایی مثل کره شمالی از ان استفاده می کنند. که تجارت خارجی سهم بسیار کمی را در تولید آن ها دارد. اقتصاد مقاومتی به دنبال خودکفایی کامل و بسته کردن اقتصاد نیست. یا راهبرد دیگر اقتصاد متمرکز است یعنی سهم دولت در تصمیم گیری های اقتصادی به حداکثر برسد و جایگاه بخش خصوصی و تصمیمگیری های ازاد عوامل اقتصادی به حداقل برسد. که اقتصاد مقاوتی به دنبال این نوع از اقتصاد هم نیست. همچنین اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد ریاضتی نیست. در واقع اقتصاد مقاوتی به دنبال فشار بر بخش مصرف نیست بلکه به دنبال ایجاد تداوم در بخش مصرف است. و تداوم مصرف با وجود تکانه ها از طریق تداوم و پیشرفت تولید با وجود تکانه ها میسر است.
اعمال سیاست اقتصاد مقاومتی بر اقتصاد ایران
برای اقتصاد ایران مهمترین تکانه قبل از کرونا تکانه ناشی از تحریم بوده است. پس اقتصاد مقاومتی در اقتصاد ایران به دنبال پیدا کردن راه هایی است که امکان رشد و پیشرفت اقتصادی را یا وجود تحریم فراهم می کند. خوشبختانه ارکان اقتصاد مقاومتی توضیح داده شده است. اگر ما به صورت عمیق به ارکان اقتصاد مقاومتی توجه کنیم امکان تداوم تولید و جهش در آن و بالتبع جهش در رفاه اقتصادی با وجود تکانه تحریم برای ایران میسر می شود. یکی از این ارکان مردمی کردن اقتصاد است یعنی موانع حضور مردم در اقتصاد برداشته شود. مثلا ما در گذشته شاهد سدی به نام مجوز ها برای اشتغال عوامل اقتصادی به صورت آزاد بودیم که خوشبختانه تا حدودی این سد برداشته شد. اما اگر به شکل مطلوب این سد برداشته شود ابتکارات ازاد امکان ظهور در اقتصاد پیدا می کند. یک رکن دیگر دانش بنیان کردن اقتصاد است. یعنی ما بتوانیم سهم دانش را در هزینه تماتم شده تولید افزایش بدهیم. خوشبختانه اقتصاد ایران برخوردار از نیروی انسانی متخصص غنی، فراوان و ارزان است. این سه ویژگی در کمتر اقتصادی وجود دارد. متوسط نیروی انسانی متخصص در کشور ما کمتر از نصف منطقه می باشد. و این فرصتی است برای تولید کالا های دانش بنیان که قابل رقابت در بازار های منطقه ای و جهانی می باشند.
پس دانش بنیان کردن اقتصاد یکی از اصلی ترین ارکان اقتصاد مقاومتی است به خصوص که محصولات دانش بنیان نسبت به محصولات غیر دانش بنیان کمتر امکان رصد و محدود سازی تحت شرایط تحریمی را دارند. اساسا بخشی از محصولات دانش بنیان به صورت خدمت است که به صورت مجازی در دنیای امروز می تواند جا به جا شود.
رکن دیگر اقتصاد مقاوتی درون زا و برون گرا بودن است. یعنی اقتصاد مقاوتی سعی می کند با استفاده از عوامل تولید داخلی محصول قابل رقابت در مقیاس بین المللی تولید و عرضه کند. اقتصاد مقاومتی به هیچ وجه به دنبال یک خود اتکایی صد در صدی نیست هرچند مسئله خودکفایی نسبی در تولید محصولات اساسی و فناوری های پایه ای از ملزومات تحقق آن محسوب می شود. اما دستیابی به اقتصاد بسته هدف اقتصاد مقاومتی نیست. برداشتن موانع در عرصه مبادلات خارجی و کم کردن تعرفه ها برای ورود محصولات خارجی به داخل همراه با توافقاتی که در قالب ان ها متوسط تعرفه برای ورود محصولات تولید شده در داخل به بازار های هدف کاهش پیدا کند از زمره سیاست هایی است که ذیل سیاست کلان اقتصاد مقاومتی تعریف می شود.
نتایج مثبت حاصله از اجرای نسبی اقتصاد مقاومتی
در بخش هایی که به طور مقایسه ای یا نسبی طی دهه اخیر راهبرد اقتصاد مقاومتی بیشنر مورد توجه قرار گرفته است. شاهد آثار مثبت آن هستیم. به طور مثال حدود ده سال پیش مجتمع فولاد مبارکه اقدام به نهضت داخلی سازی زنجیره تولید نمود. از همین جهت در جریان اوج تحریم ها ما شاهد اختلال جدی که به صورت توقف در خطوط تولید فولاد مبارکه باشد نبودیم. این اثر درونی سازی زنجیره تامین قطعات فولاد مبارکه بود و اگر این درونی سازی گسترش بیشتری پیدا می کرد نتایج بهتری حاصل می شد. ما در ذیل اقتصاد مقاومتی اولا می توانیم مقوله انتفال فناوری را از لایه های رویی آن به دستیابی به لایه های میانی و حتی عمیق فناوری عمق ببخشیم و از این طریق سهم بالاتری از ارزش افزوده آن محصول به دست آوریم که شرایط موجود نیروی انسانی متخصص ما این امکان را به صورت صرفه جویانه در اختیار ما قرار می دهد. در این راه مانع اصلی ما محیط نهادی است که بایستی موانع محیط نهادی رفع شود.
ثانیا ما با تکیه بر اقتصاد مقاومتی می توانیم مقیاس اقتصاد ملی مان را گسترش دهیم. یعنی اقتصادی ملی ما به جای اینکه صرفا معطوف به بازار های محدود داخلی برنامه ریزی کند و محصولش بخواهد پوشش دهنده بازار محدود داخلی باشد – که تقریبا با واحد های تولید موجود اشباع شده است – می تواند بازار های خارجی را هدف قرار دهد. هدف گیری بازار خارجی در اقتصاد مقاومتی وجود دارد.
یک موضوع دیگر این است که چون در اقتصاد مقاومتی سهم دانش، در هزینه تمام شده تولید افزایش پیدا می کند. ساز و کار هایی باعث می شود که این تغییر به توزیع متوازن درآمد ها کمک کند. یعنی اقتصاد مقاومتی در راستای عدالت اقتصادی هم می باشد. مهمترین عامل نابرابری در توزیع درآمد ها رانت است. اقتصاد مقاومتی رانت را تحت فشار قرار می دهد. یعنی در آمد های ناشی از موقعیت کم می شود. و بالعکس درآمد های ناشی از مهارت، خلاقیت و تخصص بیشتر می شود.
بازتاب: اختلاف نظر بر سر بورس کالا؛ آیا سیمان و فولاد گران فروخته می شود؟