بایستی روایتی از اقتصاد ارائه شود که هر کس نقش خود را در قبال آن بداند
- نویسنده: سردبیر میز اقتصاد
- تاریخ و زمان ارسال: ساعت

اقتصاد صرفاَ مسئله اقتصاددانان نیست
اولین نکته ای که بایستی به ان فکر کرد این است که ما امروز در اقتصاد با یک مسئله تخصصی مواجه نیستیم به این معنا که اقتصاد یک حوزه تخصصی است و اقتصاددانان بایستی راه حلی برای آن پیدا کنند. البته این به این معنا نیست که ما بخواهیم اقتصاد به معنای دانش تخصصی آن را کنار بگذاریم. مسئله این است که حتی اگر بخواهیم دانش اقتصاد هم به معنای واقعی خودش بتوان اثر گذار باشد ما به یک امری فراتر از آن دانش تخصصی نیاز داریم.
مثل و مانند این قضیه را می توانیم در دوره دفاع مقدس ببینیم. در مسئله دفاع مقدس در واقع صورت مسئله موجود یک مسئله در دانش تخصصی نظامی بود. ولی ایا جنگ فقط یک مسئله مربوط به متخصصین نظامی بود؟ شاید در درجه اول جنگ مسئله نظامی و مربوط به نیرو های نظامی باشد اما اتفاقی که در دفاع مقدس رخ می دهد این است که با ابتکار حضرت امام جنگ مسئله مردم می شود و هر کسی نسبت به جنگ وظیفه ای را ایفا می کند. هرچن وقتی مردم وارد قضیه جنگ می شوند؛ دانش نظامی هم اثر بخشی خود را دارد.
شناخت ما از وضعیت اقتصادی نیزارمند یک روایت جدید است
در مسئله اقتصاد هم اگر ما بخواهیم چنین درکی از اقتصاد به وجود بیاید بایستی در ابتدا یک فهم درست از اقتصاد داشته باشیم. جایگاه اقتصاد بایستی برای ما روشن شود. معمولا در اقتصاد ما در سطح خرد به دنبال کسب درآمد و یا امرار معاش هستیم و معادله ما از اقتصاد همین است. ولی شاید بسیاری از کار هایی که ما در قالب فعالیت اقتصادی انجام می دهیم بنیه اقتصادی کشور را قوی نمی کند و یا حتی ممکن است این بنیه را ضعیف تر کند. در واقع ما در یک مناسبات اقتصادی قرار گرفته ایم امّا بی توجه به ان مناسبات اقتصادی حرکت می کنیم. ثمره این نوع نگاه را میتوان در ایجاد مشکلات اقتصادی و کاهش ارزش پول دید. چرا کار های اقتصادی ما منجر به قوت ارزش پول ملّی نمی شود؟
از این جهت مسئله اصلی که ما به ان فکر می کنیم این است که ما امروز بایستی از وضعیت اقتصادمان بگیم. در واقع باید بگوییم ما امروز در چه وضعیت اقتصادی به سر می بریم و سپس جای خودمان را در این عرصه پیدا کنیم. اگر این وضعیت را نتوانیم درک کنیم مواضع اشتباه می گیریم. از تصمیمات خرد زندگی شخصی ما تا تصمیمات شرکت ها و مجموعه های بزرگ صنعتی تا حتی حاکمیت و تصمیمگیران دولتی ممکن است بدون توجه به وضعیت اقتصاد تصمیمگیری کنند.
پس در وهله اول باید تبیینی در وضعیت اقتصاد داشته باشیم. در این تبیین هر کسی در هر جایگاهی بر مبنای شناخت از وضعیت تصمیمگیری می کند و از تصمیمات روزمره رها می شوند. پس ما امروز نیازمند یک روایت از اقتصاد هستیم. پیدا شدن یک روایت از اقتصاد یک مسئله تخصصی نیست. یعنی قرار نیست با آمار ها و گزارش های معمول اقتصادی چنین روایتی ساخته شود.
روشن شدن وضعیت اقتصاد یک نگاه جدید می خواهد. خیلی وقت ها آماده شنیدن یک قصه نیستیم. زبان بیلن وضعیت یک زبان روایی و شبیه قصه است. معمولا کسی به دنبال یک روایتی از کلان روایت اقتصاد نیست. اینجور بیان وضعیت یک مقدار برای گوش های ما نا آشنا است. مثلا ما همیشه تحلیل عمومی در اقتصاد به دنبال مقصر گشتن است. همیشه می گوییم یک مشکلی در اقتصاد است و یک شخص خاطی وجود دارد که تقصیر اوست. مشکل اصلی ما در این تبیین وضعیت، انتظاری است که آدما ها از این گزارش دارند. آدم ها در گزارش اقتصاد به دنبال کشف فساد ها هستند. نه اینکه ما در چه مناسبات و وضعیتی هستیم.
نبود یک روایت صحیح باعث شده اجزاء اقتصاد مناسباتی در ارتباط با هم نداشته باشند
ما در اقتصاد حوزه های مختلفی داریم که در همه دنیا معمولا اجزا مشترک هست. بانک، بازار، بورس، تولید و… سال ها ما به این فکر کردیم که فقط این اجزا را داشته باشیم. در واقع این اجزا را آورده ایم ولی مناسبات میان این اجزا مشخص نیست. در اقتصاد بایستی ما مناسبات و روابط میان اجزا را ببینیم. نسبت بین بانک و تولید، بانک و بازار، بازار و تولیدو… امروز بانک چگونه به تولید نگاه می کند. بانک ما امروز با اداره های دیگر تفاوتی ندارد و صرفا یک روال های اداری را طی می کند. در واقع تولید مسئله آن بانکدار نیست. شاید اصلا از حوزه تولید درکی نداشته باشد.
در سخنرانی مقام معظم رهبری در ابتدای سال بحث این هست که بایستی نگاه ما در اقتصاد از دولتی به خصوصی بیاید. درست است که می توان قوانین خصوصی وضع کرد ولی نهایتا می بینیم که به خصولتی برسیم. چرا که در وهله اول تحول نگاه و درک وضعیت رخ نداده. تا وقتی که نگاه غلط باشد. اتفاقی برای بخش خصوصی نمی افتد. اگر نگاه این اجزا تغییر نکند اتفاق جدیدی با قوانین جدید نمی افتد.
بازتاب: مالیات بر مجموع درآمد پس از کسر هزینه های معیشتی لحاظ خواهد شد